تبليغاتX
خاک خوب

خاک خوب

فتوبلاگ

چند دقیقه است که به تهران رسیدم. چند روز در کوهستان و دور از اینترنت بودم و چقدر روزهای آرام و خوبی داشتم! درجاده بودم که اس ام اس تلخی بهم رسید و الان که به اینترنت دسترسی پیدا کردم، دیدم که کوهنوشت* صحت خبر را تایید کرده است.

افسوس ..
خاطرات خوب ریز و درشت ، چهره مهربان، روحیه همکاری و مشارکت پذیر و ادب و معرفت مثال زدنی ات،  همیشه در خاطرم باقی می ماند، دوست من ..

*http://koohnevesht.blogfa.com/


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 6:30 بعد از ظهر  توسط خاک خوب  | 

عظیم قیچی ساز بر فراز آناپورنا ایستاد. *
ضمن تبریک، امیدوارم ایمن و سلامت به کمپ اصلی  و ایران بازگردند.

پ.ن یک: امیدوارم به زودی خبر صعود ایمن، تمام هیمالیانوردان ایرانی را بشنویم.
پ.ن دو: برای صعود و سلامتی پروانه کاظمی عزیز، دعا می کنم.

* منبع خبر: وبلاگ کوهنوشت
http://koohnevesht.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:3 قبل از ظهر  توسط خاک خوب  | 

تو آرشیو قدیمیم، این عکس را پیدا کردم. تصویر ریزش سنگهای بزرگ و مهیبی است که از گرده آلمانها در قیف مرکزی علم کوه ریخت و تا دقایقی، از شدت گرد و غبار، علم چال، دیده نمی شد. صدای ریزش به حدی شدید بود که اول فکر کردم دیواره، از جا کنده شد و  این قدر طولانی بود، که فرصت شد، حامد، دوربین را از کوله در بیاورد و تصویر را ثبت کند. اون لحظه ما در کنار سنگ لوزی بودیم.



+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 6:26 بعد از ظهر  توسط خاک خوب  | 



+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:37 قبل از ظهر  توسط خاک خوب  | 

«دماوند = گب‌آوند»
ایرانشناسی نامواژه ای/به شعر

عنوان کتاب ارزشمندی است که از پدر عزیزم هدیه گرفتم و فکر می کنم مطالعه این کتاب برای دوستان کوهنورد جالب باشد.

 
«دماوند = گب‌آوند» اثری است در حوزه ایرانشناسی که به زبان شعر به قلم عبدالرحمان عمادی منتشر شدهاست. عمادی در این اثر از جنبه‌های گوناگون به این کوه به عنوان نماد ایران‌زمین پرداخته و نقش آن را در زندگی ایرانیان نشان داده است. در این كتاب نام‌واژه‌های مختلف این کوه معرفی می‌شوند.
عبدالرحمن عمادی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کوه دماوند را یکی از نمادهای ایران‌زمین دانست و درباره اثر جدیدش گفت: شعرهای این کتاب درباره کوه، اهمیت و نقش آن در زندگی ایرانیان، تاریخ و همچنین مفاهیمی است که برای انسان‌ها دارد.
به گفته این شاعر و پژوهشگر، بخش اول کلمه دماوند (دم) مترادف با «گب» و به معنای سخن گفتن است و دماوند کوهی است که در عین خاموشی صحبت می‌کند و رازهای نهانی در خود دارد.
وی دماوند را نماد ایران دانست و گفت: آثار فراوانی درباره کوه دماوند نوشته شده و از زمان کیومرث به بعد در روایت‌های مختلف توصیفات مختلفی از آن آمده اما تعداد زيادي از هموطناني كه هر روز از کنار دماوند رد می‌شوند، اطلاعاتی درباره آن ندارند.
وی مطالب این کتاب را درباره زبان، افسانه‌ها و تاریخ ایران‌زمین دانست و گفت: من با دیدی تازه به دماوند نگریسته‌ام و امیدوارم کوه‌نوردان و علاقه‌مندان به کوه، این کتاب را مطالعه‌ کنند و قدر اين کوه را بیشتر بدانند.
نویسنده کتاب «دوازده گل بهاری» از علاقه خود به کوه‌نوردی سخن گفت و افزود: من یک عمر به کوه رفتم و علاقه زیادی به کوه دارم و در این کتاب دماوند را از دید خود توصیف کردم. صدها غار در این کوه وجود دارد و هر غار به مثابه یک موزه است.
در بخشی از معرفی کتاب این چنین آمده است: کتاب گب‌آوند برای نخستین بار جهان‌شناسی روشنی از معانی و نقش کره زمین (بوم) همچون ماد و مادر زایده زمینی‌ها در اتحاد با جو و هوای بالای آن (وابو) در تندیس کوه دماوند و نامواژه و معناهای نامواژه‌های دماوند به دست می‌دهد.
در این کتاب پایه‌های باورهای مربوط به معناهای دیو در فرهنگ قدیم ایران، مازندران، طبرستان و البرزیان بررسی می‌شوند و عمادی به روایت داستان‌هایی می‌پردازد که با کوه دماوند پیوستگی دارند. وی این داستان‌ها را با زبان شعر فارسی و دیلمی به مخاطب ارایه می‌کند و همین موضوع سبب جذابیت بیشتر این کتاب شده است.
این اشعار به دو بخش تقسیم شده‌اند: بخش نخست به «کوه‌آموزی» اختصاص دارد و حتی توصیفی از فصل‌های چهارگانه سال هم در اشعار آمده است: «بهاران موسم رعد است و تندر/ هوا را ابرها پوشانده یکسر»
بخش دوم کتاب به جلوه دماوند می‌پردازد و از نام‌واژه‌های دیگرش چون «میشان»، «قَرْشَت»، «دباوند» و «رَی‌نَه» می‌گوید.
عمادی حقوقدان، شاعر و پژوهشگری است که در بهمن ماه سال 1304 به دنیا آمد.
«چند صد نام دریای خزر»، «خوزستان در نام‌واژه‌های آن»، «آسمانکت» (چند رسم مردمی)، «لامداد» (چند جستار از ایران) و «فره‌گان» از جمله آثاری هستند که از عمادی تاکنون به چاپ رسیده است.
كتاب «دماوند = گب‌‌آوند» اثر عبدالرحمان عمادی در 232 صفحه و به بهای هفت هزار تومان از سوی انتشارات آموت روانه بازار کتاب ایران شده است.
عبدالرحمان عمادی با 87 سال عمر یکی از پژوهشگران پیشکسوت و صاحب نام حوزه ایرانشناسی محسوب می‌شود که تاکنون کتاب‌های متعددی را به چاپ رسانده است. چندصد نام دریای خزر، فره‌گان، آسمانکت، لامداد، دوازده گل بهاری، حمزه آذرک و هرون الرشید و خوزستان در نامواژه‌های آن از جمله آثار اوست.

پی نوشت: وقتی حرف از کوه و شعر می شود، بی اختیار به یاد کوهنورد صاحب ذوق، زنده یاد آقای "علی اصغر غنی پور" عزیز می افتم که عاشقانه برای همنوردانش شعر می سرود و با سخاوت و محبت شعرش را به آنها تقدیم می کرد.
روحش شاد و یاد و خاطره اش گرامی


منابع:
http://www.aamout.com/2012/04/damavand.html
http://www.ibna.ir/vdcj8vev8uqettz.fsfu.html
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1570196

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:54 قبل از ظهر  توسط خاک خوب  | 

و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
که همچنان که تو را می بوسند
در ذهن خود طناب دار تو را می بافند.*


پ.ن: این روز ها، عجیب، به یاد این قطعه از شعر فروغ می افتم. با این تفاوت که، این طناب بافان ماهر، به کارگاه ذهنی خود، جامه عمل هم پوشاندند.

*فروغ فرخزاد، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 8:14 قبل از ظهر  توسط خاک خوب  | 

دو روزی که گذشت در پست ستاد اطلاع رسانی و پیشگیری از حوادث کوههای شمال تهران بودم. 5شنبه پایگاه داودی و جمعه در جان پناه امیری*. حضور در این پست هارو خیلی دوست دارم. شاید، به خاطر ادای یک دین قدیمی!  زمستونا، تو برف و باد، سرما می ره تو مغر استخونت، تحرک کمه و باید حواست به عبور کوهنوردا و تجهیزاتشون باشه تا لااقل از این بابت دچار حادثه و مشکل نشوند.
دیروز (جمعه 18 فروردین) هوا فوق العاده زیبا و تردد خیلی زیاد بود. بیشتر کسانی که با تجهیزات نامناسب می رفتند بالا، به امید بازگشت از قله با تله کابین بودند. به وفور افرادی را دیدم که با کفش کتانی پارچه ای، پوشاک واقعا نامناسب(بارش برف پراکنده داشتیم)، بدون کوله پشتی و با کیف کمری امده بودند. به چند نفر، پیشنهاد بازگشت به پایین دادیم، اما پاسخ مشترکی دادند: "این مسیر، برگشتش خیلی وحشتناکه، می ریم که (ایشااله) به تله کابین برسیم" .....البته خیلی وقتا، این ایشاله جواب نمی ده!
اما از همه جالب تر تیمی بود که یکی نفرشون، واقعا با لباس شهری امده بود. کفش مردانه چرمی، شلوار پارچه ای، بدون لباس گرم اضافی. تگرگ به همراه باد می بارید. وقتی دیدند ما بازوبند دستمون هست و با کوهنوردا مشغول صحبت در مورد پوشاک و تجهیزات اولیه کوهنوردی هستیم، یک نفر بهش گفت: یک چیزی بهشون بده، بذاره ما رد بشیم!
از تعجب، شاخ درآوردیم!
کمی گپ زدیم. پرسیدم: شغلتون چیه؟ گفت: آزاد.
خندید : خانوم ما هر روز مجبوریم به جاهای مهم و  گردن کلفت، یک چیزی بدیم کارمونو راه بیندازند، اینجا که دیگه... 
البته شوخی کردم، ناراحت نشین.

پ.ن: البته ایشون از کره مریخ نیامده بود توچال، از همین جامعه خودمون امده و حتما از روش پیشنهادیش، جواب گرفته بود.  پس خیلی هم "جا خوردن" نداشت!


*جان پناه امیری، به همت خانواده زنده یاد علی امیری ساخته شده که دقیقا در همان محل، در آذر ماه ۱۳۷۳، مرحوم امیری جان خود را از دست داد. در شرایط جوی بد زمستانی، وجود این جان پناه  برای کوهنوردان، بسیار مفید است.
روحش شاد

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط خاک خوب  | 

برای تمام کوهنوردان عازم هیمالیا، آرزوی موفقیت و سلامتی می کنم. فارغ از دولتی و مستقل بودن.
امیدوارم بدون کوچکترین حادثه و با سلامتی کامل، بازگردند.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط خاک خوب  |